زنگ باران به صدا مي آيدآدم اينجا تنهاست
و در اين تنهايي سايه ناروني تا ابديت جاري است
و در اين تنهايي سايه ناروني تا ابديت جاري است
این صفحه زمزمه های من است برای کسی که سالهاست از آخرین باری که او را دیده ام گذشته، کاش این قاب آینه را زودتر می یافتم.



مهر ، لوگو ، نشان اختصاصی یا شایدم علامت مخصوص حاکم بزرگ ؟ ...... بچه های شرقی همشون یکی یه دونه از این مهر ها رو دارن که وقتی میزنن پای کاراشون ، یعنی اون کار و دوست دارن و به این وسیله به اون کار و البته خودشون احترام می ذارن . خب من چرا از این مهر ها نداشته باشم . فعلن چند تا اتود رو اسم خودم زدم . فکر کنم خیلی اهمیت داشته باشه که چقدر اونو دوست داشته باشی ، شاید یه روزی ما رو با این مهر شناختن و واسه مراسم بزرگداشتمون یه ترام گنده ازش انداختن پایین پوستر ؟! :)
الان ساعت حدود 9 شبه . دیگه کم کم دارم راه میوفتم برم خونه . فردا نه پس فردا دوباره پنجشنبه میشه و دوباره کلاس آبرنگ . گروه آبرنگ کاران شرق و یه دنیا تصویر و خیالات رنگی که من بشون میگم " رویای شرقی" . باید امشب زود تر برم بلکه بتونم یکی دو تا کار بزنم . داشتن شوق واسه خونه رفتن اونم به عشق نقاشی، واسه من حس جدیدی نیست .قبلا هم اونو تجربه کردم . اون سالهای دوری که طراحی کردن تنها دغدغه من بود و عشق به هنر، شاکله وجودم.